jok

+ جوک دوستانه

 

حیف نون می ره کتابخونه، داد می زنه یه ساندویچ بدین با سس اضافه.
آقاهه بهش می گه: آقا! اینجا کتابخونه هست.
حیف نون می گه: ببخشید… بعد یواش در گوش آقاهه می گه: یه ساندویچ بدین با سس اضافه!

فرستنده : Arsalan


مادر : علی بیا اسفناج بخور آهن دارد
علی : آخر مادر جان الان آب خوردم می ترسم زنگ بزنم



مشتری: این کت چنده؟
فروشنده: ۱۰۰ هزار تومان
مشتری: وای! اون یکی چنده؟
فروشنده: وای وای!!

فرستنده : Khosro


یارو داشته دنبال جای پارک می گشته اما پیدا نمی کرد! در همون حال گشتن به خدا میگه: خدایا اگه یه جای پارک برام پیدا کنیا من نماز می خونم، روزه می گیرم که یه دفعه یه جای پارک می بینه و به خدا می گه! خدا جون نمی خوادخودم پیدا کردم !

فرستنده : Ramin


از یه کچل می پرسن اسم شامپوت چیه؟ می گه من شامپو لازم ندارم از شیشه پاک کن استفاده می کنم!

فرستنده : Hasan Kachal


وقتی کسی ناراحتت می کنه 42 تا ماهیچه استفاده میشه تا اخم کنی! اما فقط 4 تا ماهیچه لازمه که دستت رو دراز کنی و بزنی پس کلش!

فرستنده : Nadia


یکروز یکی میره دستشویی عمومی داشت کارش رو میکرد نگاهش به در توالت افتاد
یه جا نوشته بود : سمت راستت را نگاه کن
سمت راست نگاه می کردی نوشته بود: سمت چپت را نگاه کن
سمت چپ نگاه می کردی نوشته بود پشت سرت رو نگاه کن
پشت سرو نگاه می کردی نوشته بودن: کارتو بکن چرا اینطرف اونطرفو نگاه می کنی

فرستنده :

حیف نون رو تو ده راه نمیدادن سراغ گرین کارت رو میگرفت!



تقلب چیست ؟
یک سری اعمال ننگین در صورت با عرضه بودن واین کاره بودن شخص امتحان دهنده آخر عاقبت خوش وخرمی دارد.
نوعی هلو برو تو گلو

فرستنده : Amir


دوست حیف نون میره خونشون مهمونی! حیف نون ازش می پرسه کوکوی یه روز مونده میخوری!؟ میگه آره خیالی نیست راحت باش! حیف نون میگه پس برو فردا بیا !



موضوع انشا حیف نون به شاگرداش : تا به حال احساس غیرقابل توصیفی داشته اید؟ آن را توصیف کنید

فرستنده : sajad


بار الها!! یه سیب بود همش!! اگه آناناس بود میخواستی کجا تبعیدشون کنی؟؟؟

فرستنده : FarbodNiK


یارو کفه دستش میخاره میگه پول داره میاد، گوشش میخاره میگه دارن پشتم حرف میزنن، کفه پاش میخاره میگه پول داره میره، کثیفی بابا جون کثیفی، برو حموم !

فرستنده : Hamid


میازار موری که دانه کش است که جان دارد و جانم به قربانت ولی حالا چرا عاقل کند کاری که باز آرد به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خواستن توانستن است!

فرستنده : Omid


پسره: من تا ۲۵ سالم نشه ازدواج نمیکنم
دختره: منم تا ازدواج نکنم ۲۵ سالم نمیشه

نویسنده : fatemeh ghomi ; ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٠ آذر ،۱۳٩٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک